تبليغاتX
غریبی

غریبی

به دنبال واژه های بارانی جوانی خودمان هستیم

در جستجوی خوبیها عشق پاکی صداقت وفا امید

مهربانی جنون دیوانگی آرامش آسایش دلبری

غافل از آنکه ما آتش به عشق و زندگی دیگری کشیدیم

این من و تو هستیم که دنیاهایمان را مقایسه می کنیم

جایی برای انکار برای فرار نیست

زندگی را باور کن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 16:34 توسط رها |

دلت میگیره

گریه میکنی

داد میزنی

گله میکنی

یه نفر رو می خوای که باهاش درددل کنی ولی همین که ازت میپرسن چطوری؟

میخندی میگی خوب میگن چرا گریه کردی؟

میگی گریه نکردم سرما خوردم چشام قرمزه

توی دلت آشوبه ولی مجبوری بخندی و بگی همه چی آرومه

از ترس اینکه بهت نگن این بیچاره افسردگی داره مداوم خودت رو پشت یک نقاب

لبخند پنهان میکنی این نقاب تو رو به زیر میکشد یا بخند یا با صدای بلند حرف دلت را فریاد

بزن سهم من  از زندگی غم است غم اینکه فریاد منه 

من تنهام تنهای تنها جز خدا کسی رو ندارم ولی همون رو که دارم انگاری همه رو دارم

چون مطمئنم تنهام نمیذاره تو کسی رو واسه تنهایی هات داری؟

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390 18:14 توسط رها |

گاهی وقتا سرت رو گوشه ی دیوار میذاری و چشم هاتو می بندی

دلت میخواد وقتی بازشون میکنی سرت رو شونه ی عشقت باشه

به چشماش خیره بشی اون هم با یک تبسم مرموز بهت بگه

 دوستت دارم

بعد دستاش رو بگیری و روی پاهاش دراز بکشی صورتت رو نوازش کنه و بگه

تا ابد مال منی کنارتم عشق من چشماتو باز کن

همین که به خیال باز کردن چشمات میرسی بازشون میکنی و میبینی

هنوز کنار اون دیوار سرد زانوی غم بغل گرفتی و نه از یار خبری هست

و نه از همدم اون وقته که میفهمی چقد تنهایی 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390 0:34 توسط رها |

با موازات خط های دفترم خط میکشم

 شاید بین این خط های شکسته فرمول های زیبای یک عشق واقعی برای من باشد

کاش بدانی لحظه هایی هست توی زندگی که توی کتابا هم واژه های کوچکی

برای آنها پیدا نمیشود پس ای واژه های  عاشقانه دوستتان دارم تا بهترین

لحظه های زندگی من رو توی کتاب قلبم حک کنید

پس بنویس عشق واژه ای بیگانه است

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 23:47 توسط رها |

الان میفهمم وقت طلاست یعنی چی

الان میفهمم آینده هم مهم

حالا تازه فهمیدم کجای دنیام

ولی دیر فهمیدم بازم میگم

ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است

از امروز شروع میکنم گر چه دیر شده ولی هنوز وقت تمام نشده

افسوس گذشته رو میخورم ولی محمد بهم میگه

خود کرده را تدبیر نیست

راست هم میگه

حالا وقتشه بگم

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

ولی دنیا این طوری نمیمونه منم موفق میشم

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390 11:19 توسط رها |

خیلی وقته چیزی واسه گفتن نداشتم

رفتم تا وقتی با خودم کنار امدم برگردم حالا برگشتم با کوله باری از دانستنی ها

توی این مدت تنهایی رو کاملا حس کردم

دستای خدا رو گرفتم و باهاش قدم زدم

فهمیدم وفقط خدایی که بالا سرم همیشه کنارم هست و ترکم نمیکنه

البته ندای عزیزم هم خیلی کمکم کرد ولی اونم یه هدیه از سوی خداست

گاهی وقتا آدم از خودش هم تنهاتر مثل گذشته من

ولی دیگه نمیخوام تنها باشم تا خدا رو دارم تنها نیستم چون یه نفر با این

عظمت هوامو داره

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390 11:5 توسط رها |

بگذار هر روز

رویایی باشد در دست نه در دوردست

بگذار هر روز

 عشقی باشد در دل نه در سر

بگذار هر روز

دلیلی باشد برای زندگی نه روزی برای مرگ...

+ نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390 18:36 توسط رها |

زندگی پیچ و خم های زیادی دارد باید محکم و باایمان باشید

تا بتوانید زندگی کنید شاید بگوئید زندگی کردن به تنهایی کافی

نیست ولی زندگی یعنی لذت بردن از زنده بودن

نفس کشیدن را با زندگی کردن عوضی نگیریم

هر  آنکه خودت دوست داری باش ولی سعی کن آنکس را که دوست

داری خوب باشد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 17:16 توسط رها |

به نظر من به کار بردن کلماتی مثل دوست دختر

و دوست پسر برای فرهنگ ما اشتباه است

دختر و پسر جنس مخالف نیستن فقط مختلف اند

اگر مخالف بودن همدیگرو جذب نمیکردن و همیشه ضد هم بودن

دختر و پسر فقط  سری اختلافات در افکار.علایق.احساسات و سلیقه ها دارند

و اگر خداوند نمیخواست اونا حامی هم باشند

طوری خلقشون نمیکرد که بهم تمایل داشته باشن

اگر یک دختر مواظب باشه تا احساسات بی جاش باعث نشه

 پسر رو مجبور کنه به هم تعهدی فراتر از دوستی داشته باشند

و یه پسر هم فقط به دختر به چشم یک دوست نگاه کنه

 این دوستی ها هیچ مشکلی نداره

شاید یه پسر حرف یه دختر رو بهتر بفهمه

و یه دختر بهتر بتونه به یک پسر کمک کنه

همون طوری که توی بسیاری از خانواده ها خواهر و برادر ها

و سایر جوان های خانواده با هم درددل میکنن و بهم کمک میکنن

چه اشکال داره که یه دختر و پسر با یک حس تهی از هوس به درددل هم برسن

ما همه از یک نسل هستیم چه جوری

 پسرای امروز ما دلشون میاد هم نوع های خودشون

رو سر کار بذارن این واقعا حق و عدالت ما ایرانی هایه؟؟

اگر به نظرتون افکار من اشتباه هستن بهم بگین و در مورد این پست نظر بدین

و اگر هم موافق هستین بازم بهم بگین ممنون دوست عزیز...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 15:12 توسط رها |

زندگی یعنی گذر زمان حال چه در خوشبختی چه در بدبختی

 

زندگی یعنی زنده بودن حال چه در حال خنده چه گریه

 

زندگی همه ی افراد یک سری غم وغصه دارد کسانی که با مشکلاتشان

 

بدون ترس روبرو میشوند مشکلات برایشان آسانتر حل میشوند

 

چون توقع سختی بیشتری دارند در صورتی که زندگی کمی با آنها کنار می آید

 

اما افرادی که از مشکلات می هراسند مشکل برای آنها بزرگتر جلوه میکند

 

اگر انسان سه ویژگی داشته باشد همیشه با زنده ماندنش زندگی میکند

 

۱-در هر کار به خدای خویش متوسل شود

 

۲-هر کاری را با عشق انجام دهد

 

۳-ناامیدی به خود راه ندهد

 

این گونه افراد همیشه پیروزند...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 17:49 توسط رها

عشق آغاز همه ی شادی هاست افراد بی دلیل از عشق به عنوان غم یاد میکنند

 

چون عشق را در زمان حال جویا نیستند آنها عشق را با آینده می سنجند

 

وقتی معشوقشان کنارشان است خوشحال نیستند که آن را دارند

 

بلکه مداوم به این فکر میکنند که روزی او را از دست خواهند داد

 

چون داستان عشق در تقویم تاریخ همیشه به جدایی ختم شده

 

در صورتی که اینگونه نیست عشق همیشه پیروز است

 

مشکل عشق های ما این است وقتی به معشوق میرسیم

 

معبود را فراموش میکنیم ...

 

ای کسانی که عاشق هستید از خدا بخواهید

 

 یارتان را همیشه نزد شما نگاه دارد

 

آنگاه میبینید که جدایی غیرممکن است...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 17:35 توسط رها

آرزوی زیر بارون بودن و گریه نکردن قلب همه ی ماست

 

 

پیروزی یک روزه به دست نمی آید

ولی اگر خود را پیروز بشماری یک باره از دست میرود..

 

انسان به میزانی که می اندیشد و می آفریندانسان است 

نه به میزانی که آفریده های دیگران را نشخوار میکند... 

 

                   

جهان را آنچنان که هست نمیبینیم

آنچنان که ما هستیم میبینیم...

 

وقتی عشق فرمان میدهد

محال سر تسلیم فرو می آورد...

 

باران باش ببار نپرس کاسه های خالی از ان کیست...

 

خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی... 

 

خدایا...

 

خدایا مرا وسیله ای برای صلح قرار ده بگذار

 هر چه تنفر است بذر عشق بکارم

هر چه آزاردگی است ببخشایم هر جا شک است ایمان

 هر جا ناامیدی هست امید هر جا تاریکی است روشنایی و

هر جا غم است شادی نثار کنم.

خداوندا توفیقم ده که بیش از طلب همدردی همدردی کنم

پیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم

در بخشیدن است که بخشنده می شویم

و در مردن است که حیات ابدی می یابیم ...

 

در دریای پر تلاطم زندگی همیشه میتوان موجی را یافت

که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی برساند...

 

                                خدا

 خدا عظیم نیست         عظمت است

     مهربان نیست         مهربانی است

    عاشق نیست           عشق است

واین عظمت و مهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد

وقتی دست ناتوانی را میگیریم و یا با عشقی خالصانه

به حرف های انسانی تنها و درمانده گوش میسپاریم

گره از کار کسی می گشاییم پروردگار مجال حضور در زمین یافته

جهان در انتظار ظهور همه ی ماست

کار خدا خلق انسان بود و رسالت وتجلی خداوند بر زمین.

انسان نردبانی است که از طریق آن خداوند از فراز آسمان بر زمین گام می نهد

ما عظیم تر از آنی هستیم که می پنداریم...

 

خداوندا پناهان را پناهی

به سوی بی پناهان کن نگاهی...

 

 

 من برای لحظات تنهاییم تو را نمیخواهم

من تو را بخاطر اینکه حرف هایم را بشنوی نمیخواهم

من تو را از روی نیاز دوست ندارم

من تو را دوست دارم بدون آنکه دلیلش را بدانم

ولی برای منطقی بودن آن میگویم تو را بخاطر

مهربانیت...

وفاداریت...

پاک بودنت...

با خدا بودنت...

ساده بودنت و...

دوست دارم ولی چه بسیارند  آدم های مهربان-باوفا-پاک-باایمان و ساده ولی من همه ی آنها

را چون تو دوست ندارم

تازه اگر تو مهربان- با وفا-پاک-باایمان و ساده هم نبودی من تو را دوست میداشتم

پس دوست داشتنم کاملا بی دلیل است...

 

 

 شانس و خوشبختی مانند توپ فوتبال است

وقتی میغلتد به دنبالش میدویم و وقتی توقف میکند به آن لگد میزنیم...

 

 

 انسان مانند درختی در بیابان پر طوفان است اگر انعطاف نداشته باشد میشکند.

                   .............................................................................

هر آنکس عاشق است از جون نترسد

                                    عاشق از کنده و زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

                                  که گرگ از هی هی چوپان نترسد

 

                                                                    

سر در گم در پی عشقم در کوچه پس کوچه های محبت

همه گویند عشق غم است و بس

ولی من با عشق به اوج رسیدم

عشق برای من سنبلی است پاکی و خوبی

من با او خوشبختم

                           وبا او خوشبخت میمانم

او اولین و آخرین عشق من است

او حسن حسنیت است

او پاک ترین پاکی

مهربان ترین مهربانی

بی ریاترین سادگی

ومحبوب ترین حبیب

است و یکی است ویکی باقی می ماند...

 

                                یا علی

 

حسین یا علی گفت و جهان شد      جهان مملو از عشق خدا شد

مهددین مهدعلم مهدزمین              یاعلی است وعلی است وعلی

درزمانی شد هم ره پیغمبری          حامی کل جهان شد این علی

باعلی روشن گشت جهان آدمی        این بود سر بزرگ یاعلی  

این عشق علی است که بیدارکردجهان  

                                            شد صراط مستقیم عاشقان

ای وجودتان لبریز از عاشقی            یاعلی و یا علی و یاعلی

نگاهی کردم به این اسم جهانی      شدم مجنون در حروف زندگانی

حروف زندگی ام شد علی ام          این علی است که روشن کرد وجودم

وجود یاعلی یعنی محبت               ندای یاعلی یعنی وجودت

وجودت ای خداوند بزرگم               در جهان فریاد زنم نام علی ات...

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 15:32 توسط رها |

X

سلام به وبم خوش آمدی
انتقاد کن خوشحال میشم
بدرود


Home
.Bahar 20.
Email

Profile

Archives

دی 1390

آذر 1390

آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390



Links

خدمات وبلاگ نويسان
تنهای تنها
به رنگ شب
نیلوفرانه
پسر آریایی
BIA 2 RAP SHAKH
عشق کوجولوی من
طاووس
داداش دوست داشتنی من
میترا و سهند
سربازان کوروش آریایی
آیناز جوون با قالب های خوشکل
غروب عشق
طرفداران یاس
مبارزه با شیطان پرستی
عاشقانه دختر و پسر بیا
همه را از خدا می خواهم
دختری از جنس محبت
دانلود موزیک
یاس در سایت من مثل خط میمونه
rap2rap
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
آرشیو پیوندهای روزانه


 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ